چخانسور

از میر ویکی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

الگو:جعبه شهر افغانستان چَخانسور شهر کوچکی است در جنوب غربی افغانستان که مرکز ولسوالی چخانسور ولایت نیمروز می‌باشد.

این شهر مرکز ولسوالی چخانسور در ولایت نیمروز است؛ که در از گذشته‌ها جز منطقه تاریخی سیستان به‌شمار می‌آید.

چخانسور شهر اصلی دلتای بیابانی رود خاشرود است و در پایین‌دست این رود واقع شده‌است.

پیشینه

بازمانده‌های باستان‌شناسی و شبکه‌های کهن آبیاری نشان می‌دهد که انسان‌ها از دیرباز در این محل زندگی می‌کرده‌اند اما نام چخانسور در کتاب‌های تاریخی از سده سیزدهم هجری (۱۹ میلادی) به این‌سو ذکر شده‌است. ممکن است چخانسور همان سرووار/سروزان باستانی باشد که اصطخری در نوشته‌های خود از آن یاد کرده‌است. چخانسور را چغانسور نیز می‌نوشتند و سور را در این نام به معنای جشن و عروسی می‌دانند. هنری راولینسون معنای آن را «تپه عروسی» دانسته و نام‌گذاری آن را با روایات سنتی «ازدواج دختر رستم» مرتبط می‌داند. چخانسور زمانی در دست دودمانی از میرهای محلی بود ولی در آغاز سده ۱۹/۱۳ بلوچ‌های سنجرانی کنترل آن را به دست گرفتند و چخانسور مرکز شمالی‌ترین امیرنشین آن‌ها شد.در زمان‌ فرمانروایی‌ ملک‌ بهرام‌ کیانی‌ در سیستان‌ که‌ هم‌زمان با دوره فتحعلی‌شاه‌ قاجار بود، اقتدار کیانیان‌ بر سیستان‌ روز به‌ روز متزلزل‌تر شد و خان‌های‌ محلی‌ هم‌چون علم‌خان‌ نارویی‌، میرخان‌ سربندی‌، هاشم‌خان‌ شهرکی‌ و فرزندان‌ جان‌بیگ‌ سنجرانی‌ قدرت‌ زیادی‌ به دست‌ آوردند. این‌ در حالی‌ بود که‌ سالوخان‌ اسحاق‌زئی‌ معروف‌ به‌ شاه‌پسندخان‌ نیز در لاش‌ و جوین‌ حکومت‌ خودسرانه‌ای‌ را ایجاد کرده‌ بود. در این‌ میان‌ پیوند جلال‌الدین‌ فرزند ملک‌ بهرام‌ کیانی‌ با دختر خان‌جان‌ خان‌ فرزند جان‌ بیگ‌ سنجرانی‌ اعتبار زیادی‌ برای‌ خان‌جان‌ خان‌ سنجرانی‌ حاصل‌ کرد و وی‌ در منطقه چخانسور حاکم‌ مقتدری‌ شد. پس از آن ابراهیم‌ خان‌ سنجرانی‌ جانشین‌ خان‌جان‌ خان‌ سنجرانی‌ در چخانسور فرمانروایی می‌کرد و هیرمند سُفلی‌ و مناطق‌ مهمی‌ هم‌چون‌ بندر کمال‌خان‌ و چهار برجک‌ هم‌ در اختیار دیگر خان‌های‌ طایفه‌ی‌ سنجرانی‌ یعنی‌ سردار کمال‌خان‌ و سردار امام‌خان‌ قرار داشت‌ این شهر در سال ۱۸۴۵ حدود ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ خانه داشت و از قلعه‌ای بزرگ، بازار، پنج گرمابه همگانی، دو کاروانسرا و یک مسجد برخوردار بود.

تاریخ

چخانسور جز ولایت تاریخی سیستان بوده که از نظر جغرافیا جز افغانستان به‌شمار می‌آید که حاکمان چخانسور از دیر زمان کم و بیش از دولت افغانستان اطاعت می‌کردند. در سال ۱۲۸۴ ناصرالدین‌شاه با گماردن امیر علم‌خان حشمت‌الملک امیر قائنات به حکومت سیستان، کوشش به الحاق این منطقه به ایران نمود که با ناکامی مواجه شد. امیر حشمت‌الملک کوشید مناسبات نزدیکی با دیگر خاندان‌های سیستانی و بزرگان آن‌ها برقرار کند و او اقدامات زیادی را نیز برای متقاعدکردن حاکمان چخانسور و لاش و جوین به اطاعت از دولت ایران انجام داد اما این تلاش‌هابه هیچ جایی نرسید. از آنجا که چخانسور از سابق جز لاینفک افغانستان بود از طرف حاکمان چخانسور علاقه به دولت ایران نشان داده نشد و حکومت افغانستان، اعتماد خان‌جهان خان حاکم چخانسور را جلب می‌کند و فرمانروای چخانسور متحد این حکومت می‌شود.

پیوستن به افغانستان

در زمان قاجار حاکمان چخانسور کم‌ و بیش‌ از دولت‌ ایران‌ اطاعت‌ می‌کردند. پس‌ از این‌که‌ در سال‌ ۱۲۸۲ ق سردار احمدخان‌ حاکم‌ لاش‌ و جوین‌ و ابراهیم‌خان‌ حاکم‌ چخانسور برخلاف‌ رویهٔ پیشین خود از حکومت‌ افغانستان‌ ابراز تبعیت‌ کردند دولت‌ ایران‌ تحمل‌ این‌ وضعیت‌ را جایز نشمرد و سپاهیانی‌ به‌ فرماندهی‌ مظفرالدوله‌ در سال‌ ۱۲۸۳ ق به‌ کمک‌ سردار تاج‌محمدخان‌ سربندی‌ حاکم‌ مطیع‌ دولت‌ ایران‌ در سیستان‌ فرستاد. تاج‌محمدخان‌ موفق‌ شد به‌ کمک‌ این‌ سپاهیان‌، ابراهیم‌خان‌ سنجرانی‌ حاکم‌ چخانسور را شکست‌ دهد و متصرفات‌ وی‌ را در غرب‌ هیرمند تصرف‌ کند.

در سال‌ ۱۲۸۴ ناصرالدین‌شاه‌ با گماردن امیر علم‌خان‌ حشمت‌الملک‌ امیر قائنات‌ به‌ حکومت‌ سیستان‌، زمینه‌ برای‌ اعمال‌ اقتدار دولت‌ ایران‌ در سرتاسر سیستان‌ فراهم‌ کرد. امیر حشمت‌الملک‌ کوشید مناسبات‌ نزدیکی‌ با دیگر خاندان‌های سیستانی و بزرگان آنها برقرار کند، ایجاد پیوندهای‌ خانوادگی‌ با سردار شریف‌خان‌ نارویی‌ حکمران‌ منطقهٔ برج‌ علم‌خان‌، سردار ابراهیم‌خان‌ سنجرانی‌ حکمران‌ چخانسور و سردار احمدخان‌ اسحاق‌زئی‌ حاکم‌ لاش‌ و جوین‌ از اقداماتی‌ بود که‌ موجب‌ نزدیکی‌ هرچه‌ بیش‌تر حشمت‌الملک‌ با خان‌ها و سرداران‌ قدرتمند سیستان‌ شد.

امیر حشمت‌الملک‌ اقدامات‌ زیادی‌ را نیز برای‌ متقاعدکردن‌ حاکمان‌ چخانسور و لاش‌ و جوین‌ به‌ اطاعت‌ از دولت‌ ایران‌ انجام‌ داد. این‌ تلاش‌ها به‌ویژه‌ دربارهٔ حکومت‌ چخانسور که‌ در آن‌ زمان‌ عملاً در اختیار خان‌جهان‌ خان‌ پسر سردار ابراهیم‌خان‌ قرار داشت، مؤثر افتاد و وی‌ آمادگی‌ لازم‌ برای‌ این‌که‌ چخانسور را جزئی‌ از قلمرو دولت‌ ایران‌ کند، نشان‌ داد. ولی‌ این‌ اقدامات به‌ دلیل‌ حمایت‌نکردن‌ دولت‌ مرکزی، ره‌ به‌ جایی‌ نبرد و دربار تهران‌ با خودداری از پذیرش‌ سردار خان‌جهان‌ خان‌ و تکلیف‌کردن‌ به‌ پدر وی‌ سردار ابراهیم‌خان‌ به‌ حضوریافتن‌ در تهران‌ برای‌ ابراز اطاعت‌ به‌ شاه‌، فرصت‌ مناسبی‌ را برای‌ به‌ تسلط‌ درآوردن‌ منطقهٔ چخانسور از دست‌ داد. درپی آن، حکومت‌ افغانستان‌، اعتماد خان‌جهان‌ خان‌ را جلب‌ می‌کند و فرمانروای چخانسور متحد این‌ حکومت‌ می‌شود. امیر حشمت‌الملک‌ بعدها در گزارشی‌ دربارهٔ این‌ بی‌توجهی‌ دولت‌ مرکزی‌ به‌ وضعیت‌ منطقهٔ چخانسور، ابراز داشت:

الگو:گفتاورد

ناصرالدین‌ شاه‌ بعدها در این‌ باره‌ تأکید می‌کند:

«در سیستان‌ هرچه‌ مکان‌ خوب‌ و مرغوب‌ بود، گلداسمید به‌ افغان‌ داد، مثل‌ قلعهٔ فتح‌ و چخانسور و سایر املاک‌ آن‌ طرف‌ رود هیرمند را و همچنین‌ این‌ طرف‌ هیرمند، قلعهٔ بندر کمال‌ خان‌ بلوچ‌ که‌ اصل‌ رعیت‌ و نوکر ایران‌ بودند و یک‌ خط‌ مثلث‌ بی‌معنا کشید و ما را محصور کرد.»

مردم‌شناسی

باشندګان امروزی چخانسور شامل اکثریت مهاجرت بلوچ و اقلیت بسیار کم م پشتون که به برزگری مشغول‌اند می‌شود ولی در گذشته قومیت‌های گونان به این محل مهاجرت نموده و دوباره از این‌جا رفته‌اند. پشتون‌های برزگر ساکن این منطقه شامل اقوام غلجایی، درانی، نورزایی، علی زایی و غیره می‌شود و هم چنان اکثریت بلوچ در این ولسوالی مسکون بوده که به زبان بلوچی سخن می‌گویند و۷۵ درصد مردم مهاجر بلوچ از طایفهٔ کاشانی هستند منطقه چخانسور تا سال ۱۸۸۵ میلادی منطقه کاملاً فارس نشین بود که با قیام مردم این منطقه علیه امیر عبدالرحمن خان جنگ سختی بین مردم و قوای دولت درگرفت که با مقاومت سرسختانه مردم فارس و عقب‌نشینی لشکر حکومت به فرماندهی نایب سالار به اتمام رسید، در جریان همین جنگ معروف بود که نایب بنیاد کاشانی از قوای مردم مهاجر بلوچ و از جنگجویان ایشان کشته شد. یارمحمد دهمرده،منصورخان خروت و نایب احمد نهتانی از دیگر فرماندهان مهاجر بلوچ بودند. در این جنگ نایب بنیاد کاشانی کشته شد و قوای بلوچ در حال شکست خوردن بود که منصور خان خروت فرماندهی سپاه را بر عهده گرفت و توانست حاکم چخانسور را شکست دهد بعد از این جنگ در جریان حکومت ابراهیم خان و نهایتاً دولت خلقی‌ها شمار زیادی از مردم بلوچ به این منطقه مهاجرت کردند و امروز بیشتر بلوچ‌های اصالتاً از ولایت هندوستان هستند.<ref>استون، مارس ۲۰۱۲.</ref>

وضعیت امروزی

امروز شهر چخانسور یک شهر بسیار کم جمعیت و دور از راه‌های بازرګانی بوده که از فاقد اهمیت بازرګانی و راهبردی می‌باشد. در چخانسور کمتر آثار تمدن جدید به مشاهده رسیده و اکثریت مردم ساکن آن از نیروی برق مستفید نمی‌باشند.

منابع

  • Encyclopaedia Iranica: ČAḴĀNSŪR
  • کتاب سیستان و مرزهای آن، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار. ۲۰ اسفند ۱۳۸۹.
  • جایگاه و بلندا
  • احمدی، حسن. جغرافیای تاریخی سیستان، سفر با سفرنامه‌ها، تهران: مؤلف، ۱۳۷۸.
  • غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ ۱۳۷۰.
  • جی. پی. تیت. سیستان جلد دوم. چاپ مشهد ۱۳۶۲. اداره کل ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان.
  • کتاب سیستان و مرزهای آن، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار. ۲۰ اسفند ۱۳۸۹.
  • جایگاه و بلندا
  • انسان شناسی نسل شرقی ایران: در سایت آفتاب. بازدید: مارس ۲۰۱۲.
  • استون، مارس ۲۰۱۲.
  • کرمانی، ذوالفقار. جغرافیای نیمروز. به کوشش عزیزالله عطاردی. تهران: عطارد، ۱۳۷۴

الگو:پانویس

پیوند به بیرون